درباره

فهرست اصلي
آرشيو مطالب
- هفته چهارم خرداد 1387
- هفته چهارم مهر 1385
- هفته چهارم شهریور 1385
- هفته سوم مرداد 1385
- هفته اوّل خرداد 1385
- آرشيو
سلام دوستان.بازم منم
همون آشنای همیشگی
پرواز

دگردل کندم از یاران،دگردرخود فرو رفتم مپرس ازاعتبارمن،
دگرازرنگ ورو رفته دریغاازرفیقانم،
مرا بیگانه میخوانند مراچون شمع کشتندوچون پروانه میرانند
کسی که از صدا میگفت: به لب مهرسکوتم زد مرابالای بالا برد
ولی سنگ سقوطم زد به هر یاری که رو کردم،
یه دشنه بر لبم می کاشت هراس هر نفس مردن مرا یک دم رها نگذاشت
به جبران کدام نیرنگ،به من رنگ ریا خورده به تاوان کدامین جنگ،
به تن سنگ بلا خورده سکوتم حرفها دارد،
ولی وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار كسي رو كه خيلي دوستت داره
وقتي نااميدشدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي
وقتي پر از سكوت شدي به ياد بيار كسي روكه به صدات محتاجه
وقتي دلت خواست از غصه بشكنه به ياد بيار كسي روكه توي دلت يه كلبه ساخته بود
وقتي چشمات از تصويرم تهي شدند به ياد بيار كسي رو كه حتي توي عكسش هم بهت لبخند مي زنه
تنهاتر از یک برگ با بارشادیهای مهجورم ....آرام می رانم .....تا سرزمین مرگ....
تا ساحل غمهای پاییزی....
در سايه خود را رها کردم....
در سايه بی اعتبار عشـــــــــــــق.....
ياييد از پس لحظهها بگذريم و به اميد لحظههاي بعدي زندگي نکنيم اينگونه بيانديشيم که انگار لحظهي بعدي پس راه ما نيست و از همين لحظه لذت ببريم نه به اميد لحظههاي بعدي بنشينيم

پرواز
