تبليغاتX
تولد با گريه، کودکي با بازي، جواني با عشق، عشق با لذت، پيري با حسرت، تکرار تا ابديت پروازشب
شکایت از حقپنجشنبه 1387/03/23 6:29 بعد از ظهر

سلام دوستان خیلی وقته  نیومدم و سر بزنم 

چند وقتی نبودم یه خورده هم  دل و دماغ نت رو نداشتم

 

پس کو اون هوای تازه......بگو که هیچ اثری نیست.....باورت بشه اون بیگناه ساده نیستم

دیگه اون رنجیده تنها با پای پیاده نیستم....

دیگه اون دیونه ای که وسط آفتاب مرداد وای میستاد و نماز می خوند نیستم

 

 

بگو یارب بگو یارب...چه بد گفتم چه بد کردم

نزدت خیش تن را دیو و دًٌٌٌٌٌٌٌد کردم

مرا یا رب نمیخواهی گناه از تو اگر نفرین به این دنیای بد کردم

به حرفم گوش کن یارب ....به دردم گوش کن یارب

اگر یارب بیهوده میگویم مرا خاموش کن یا رب

 

 

میدونید چیه خیلی شاکیم  فکر میکنید از کی؟ از خدا

میخوام بهت بگم خیلی بی انصافی خدا...

چرا این همه راز و نیاز کردم... ازت خواستم چیزای که خواستم ندادی...میدونی چیه نه اینکه فکر کنه کم اوردم... نه اینجوری نیست...کم نیوردم فقط میخوام ازت بپرسم چرا به اونایی که دارا هستند میدی ولی از اونای که ندارن میگیری...بجای اینکه بهشون بدی میگیری واسه همینه میگم بی انصافی...نه نه فکر نکی این خواستنا پول یا اینکه عشق باشه کلی دارو میگم تا حالا  چیزی شده که بخوامو بدی... خیلی چیزا شده که ندادی... خیلی بهم بدهکاری...کاری هم به حرف بقیه ندارم .... چی میگن بزار بگن من کافرم... بزار بگن من دیونهام یا اینکه بگن من عاشقم فرقی نمکنه چی میگن.... مهم اینه که با خودم احد بستم که باهات قهر کنم... میخوام تا وقتی که چیزی که ازت میخوام رو بهم ندادی باهات آشتی نکنم... بابا به کب بگم مگه نمیگن همه چیزو میدونی... ومیبینی... مال مردم خوری کردم...دزدی کردم...به ناموس مردم نگاه کردم ... به کدوم گناه نکرده داری مجازاتم میکنی

خیلی بی انصافی...

 

 

 

آرزوی پرواز

هنگام تماشاي شادي پرستوهاي مهاجر كه صداي پر  نشاط

آنهادر اعماق ذهن سردم طنين انداز مي شود ... پرنده بودن

وپرواز آرزوي من است...

هنگامي كه درختان سايه سنگين و سرد خود را برروي كوچه باغهاي

قديمي پهن مي كنند وبلبلان آواز خود را به برگهاي سبز وآرام آنان هديه مي كنند..

تابرگها مستانه برقصند وبخندند........  سبز بودن آرزوي من است.....

هنگامي كه به رودخانه پهن وبي صدا مي نگرم كه سنگهاي سخت را با

متانت خود صاف كرده وبا طراوت خود گرماي پاهاي خسته مرا التيام مي بخشند..

رود بودن و به دريا رسيدن آرزوي من است...

هنگامي كه مورها را نگاه مي كنم كه اميد به لانه رسيدن در آنان تمامي ندارد

رفتن و نترسيدن آرزوي من است...

هنگامي كه به شقايقي مي نگرم كه در پشت آن تنه پير آرام گرفته

و نغمه اي مي خواند سرشار از شوق عشق...

بودن وعشق آرزوي من است....

 

مي نگريست به پر هاي مغرور عقاب كه با صداي باد مي رقصيد..

وچشماني كه  همچون نيزه بر پيكر زمين مي نشست....

در انتظار بودتا دوباره پرواز كند.........گنجشك هر روز با پرواز او بيدار ميشد.....

جان مي گرفت....پرواز عقاب برايش شراب بود ومستش مي كرد....

نظري به خود كرد به پرهايش ......به بالهاي شكسته اش كه زير برگهاي قديمي جنگل پنهان كرده بود...دلش به حال پرهايش مي سوخت كه هيچگاه لذت بوسه ابرها را نچشيده بودند.....ودر ميكده رنگين آسمان با آواز باد نرقصيده بودند....

خسته بود از شاخه هاي تكراري .....او غوغاي آسمان را مي خواست...

جايي كه براي او بلند بود.....خيلي بلند....براي او كه ديگر بالي نداشت.....

اما او مي خواست آسمان پرهايش را در آغوش بگيرد.....قبل از آنكه باخاك همرنگ و يكي شود...

تصميم گرفت وخنديد.....مي خواست اينبار او ساقي عقاب باشد ........از زير برگ بيرون آمدتا او و پرهاي كوچكش را  ببيند....

نمي خواست بيهوده با آسمان وداع كند......در گوشه اي از زمين پست.... تنها...و بي آواز....

آسمان از بال هاي عقاب تازيانه مي خورد....

...برآسمان پادشاهي مي كرد...در آن سوي ابرها...

پرواز مي كرد .....آنطوري  كه گنجشك آرزويش داشت....

بر فراز رنگين كمان....

با بالهاي برافراشته ....

با منقاري كه چند پر كوچك گنجشك به آن چسبيده بودند....

پر هايي كه با نوازش باد مستانه مي چرخيدند ومي رقصيدند.....

 

 

باران 

خيره به آسمان شدم شايد بيابمش ....نبود

چونكه آسمان به مهماني مرغان سبك بال رفته بود.....

به آنسوي غروب رفتم شايد كه باشد اما نديدمش...

چونكه آفتاب طلوعي ديگري بود براي دلي ديگر....

به دشتي  رفتم شايدكه آنجا باشد اما نبود....

چونكه دشت مي رقصيد با ترانه باران....

به دريا رفتم ...نبود....

چونكه دريا با هلهله موجها رقصان بود .....

راهي صحرا شدم.....نبود...چونكه صحرا با زوزه باد هم صدا بود...

به جنگل رفتم اما كسي نگاهم نكرد....چونكه جنگل ميخانه بلبلان بود و مطرب عاشقان....

خداوندا كليد اين دل كجاست....

آرام  به كلبه ام برگشتم.....پنجره را گشودم و نشستم......

به يكباره دلم آرام گرفت....كجا بود گمشده ام...؟

همه جا را نگريستم...شايد ببينمش.....شايد بيابمش.....اما نديدم...

ناگه ........گرمايي يافتم برگونه ها............

آه خداوندا....يافتمش ... چه خوش مي باريد....

بي ادعا....بي صدا.......

 

 

 

 

یا علی.... حق نگه دارتون 

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط پرواز | موضوع: | لينک |

درباره

فهرست اصلي

آرشيو مطالب

پيوندها

طراح قالب


آمار وبلاگ

کاربران آنلاين :
بازديدها :


Powered By
BLOGFA.COM

ul {list-style: none;margin: 0px} li {border-bottom: 1px solid #000000;margin-right: 4px;text-align:center} li a {height:20px;width:100%} li a:hover {border-bottom:1px dotted #ffffff;background-color: #F1DCB4} img#space,embed , object {margin-bottom:6px;margin-top:6px} img{border:0px} #page {text-align:center;width:778px;background: #EFD6AD url('http://ghaleb.persiangig.com/sonnati/bg.gif')} #header {height:60px;background: url('http://ghaleb.persiangig.com/sonnati/top.gif'); width:655px} #title {direction:rtl;width: 100%;text-align:center;font-size:20pt;FILTER: glow(Color=#000000,Strength=10); times; color:#FFFFCC} #desc {text-align:center;color:#FFFF00;font-size:9pt;width: 100%;direction:rtl;;FILTER: glow(Color=#ff0000,Strength=7); times; color:#FFFFCC} #main {width:600px;float:left} #matlab {margin: 20px 0px 35px 60px} #onvan{width:100%;color: #000000; font-size:9pt; font-weight:bold;height: 25px;text-align:right;font-weight:bold;direction:rtl;padding: 5px 5px 0px 5px} #bar {height:19px;background: url('http://ghaleb.persiangig.com/sonnati/bar.gif'); width:451px} #matn{font-size: 8pt; color: #645C37; line-height: 200%; text-align: justify; width:100%;v-alignment:middle; direction:rtl;padding:5px 10px 5px 10px} #nazar{color:#000;padding: 3px 5px 3px 0px;direction:rtl} #side {margin: 20px 33px 20px 0px; direction:rtl;line-height:160%;float:right} #content {width:165px} #darbareh{color:#008000;margin:8px;line-height:160%;text-align:justify;direction:rtl} #copyright{margin-top:30px;line-height:340%;width:778px;clear:all}-->
<-PostTitle-><-PostDate-> <-PostTime->
<-PostContent->
ادامه مطلب

نوشته شده توسط <-PostAuthor-> | موضوع: <-PostCategory-> | لينک |

درباره

فهرست اصلي

نويسندگان

    آرشيو مطالب

    آرشيو موضوعي

      پيوندها