درباره

فهرست اصلي
آرشيو مطالب
- هفته چهارم خرداد 1387
- هفته چهارم مهر 1385
- هفته چهارم شهریور 1385
- هفته سوم مرداد 1385
- هفته اوّل خرداد 1385
- آرشيو
سلام به همه دوستان

... پرواز بايد كرد ...
من از يادم نخواهد رفت آن روزي
كه تو مي رفتي و ساز غريبم ناله مي كرد
تو خندان بودي و من در پس احساس
سركوب.
دلم از گفته هايت ناله مي كرد
ز چشمان تو حرف پر غرورت فاش مي شد
ولي من در كنار اشك
خاموش .
و چشمانم به راه تو چه غوغايي به پا مي كرد
فراموشم نخواهد شد كه مي گفتي
كه آن سو تر
كه دور از اين همه احساس و پيوند
كنار آن همه بي عشق ماندن
سوار اسب خواهي شد
و از قاب سياه آسمان
پرواز خواهي كرد
من و ساز غريبم
ساز خود را مي زديم آن روز
ولي ساز تو در دستت نبود
نمي دانم نمي دانم
چه مي گفتي كجا رفتي
ولي از دور مي آيد صداي بال آن اسبي كه مي گفتي.
طنين حرفهايت باز مي پيچد
به گوش كاسه سازم
و يك روزي طنين اين صدا راز تو را بر باد خواهد داد
به من اينگونه خواهد گفت
كه از سازم بسازم اسبكي
... پرواز بايد كرد ...

عين شين قاف
قسم به عشق و آنكه عشق آفريد
قسم به عشق كه داستان دلم با عشق
حديث شيشه و سنگ است
بگو چرا دل غم ديده ام چنين بشكست!
آسمان هنوز همچون كوه
ترديد داشت چه بايد كرد
كه عقل و صبرم برفت و طاقت و هوش
و در زمين دلم عشق بر اريكه نشست
و تو ای برترين معمار
درود بر هنرت
درود به خالق قلب در سينه
چه باشكوه خانه می سازی
ای عشق ! خانه ات مبارك باد!
اين آسمان به حسرت روز نخست می گريد
و گر نه باران چيست؟
و كوهها چه شگفت ماتشان برده!
يادش به خير!
خانه زمين در آسمانها بود
به زير پای آدميان سر فرود آورده است.
قسم به عشق و خالق آن
كه امانت هنوز در قلب است
و ای خدای بزرگ! هنوز ممنونم.
يادم نمی رود...
گذشته از اين هيچ بودم من
كه عشق آمد و در زمين دلم بر اريكه نشست.
پرواز
